خرید بک لینک
تو تاریکی روی تخت نشستم با نور صفحه ی گوشیم دارم کلمه میخونم،همراه با وویس خودم( دارم سعی میکنم با صدام آشتی کنم!).حال ندارم پاشم برم چراغ رو روشن کنم،مثل شب هایی که توی تخت کتاب میخونم و دلم میخواد مثل مستربین یه تفنگ داشتم که موقع خواب به جای پاشدن از سر جام،با اون میزدم لامپ رو میترکوندم. مامان م

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 22:42

1. علت داغون بودن اساسی چند روزِ گذشته کشف شد!

راستش قبلا ها در این مواقع "ک" عزیزم پیشم بود و همه ی غرغرها و داغونی هام رو براش می گفتم اما الان دیگه هیچ دوست بدون فاصله ای ( فاصله جغرافیایی) کنارم نیست. به راستی که خواهر از نعمات برتر این دنیاست،برای بار چند هزارم!

2. بدون شرح:))))

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 22:42

1. سه شنبه قراره اولین تجربه ی هاست بودنم رو تو اینجا تجربه کنم! استرررس دارم،شدددید!!! همش فکر می کنم که نکنه هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشم با مهمونم! نکنه بهش خوش نگذره و حوصله اش سر بره؟! نکنه.... 2. به رفتارهای خودم که فکر می کنم خنده ام می گیره، همون سیر همیشگی،مثل بقیه ی مردم: چس ناله ها و ب

برچسب: نویسنده: آرین صفری تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 22:42

صفحه بندی